سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
381
تاريخ ايران ( فارسى )
قوموخويش اداره ميشدند . دستجات غارتگرى ساليانه از هر دوى اين كشورها بخراسان تاخته و آنجا را غارت ميكردند ، ليكن چنان كه در سابق گفته شد يكى از همين دستجات غارتگر بود كه نادر شاه را در ايام جوانيش باسارت برده بود . البته چون اين كشورها قادر بمقاومت در برابر ارتش ايران نبودند بيان اينكه چه چيز فاتح دهلى را وادار نمود كه بر فتوحات خود يك پيروزى ديگرى بيافزايد مشكل نميباشد . اين لشگركشى از بلخ به كار انداخته شد . در آنجا مقدار زيادى جنس انبار شده بود . اين سيورسات و خواربارها را در قايقها گذاشته و ارتش ايران در هردو طرف ساحل جيحون پيشرفت تا در چارجوى پلى از قايق درست كرده و از آن عبور نمودند . ابو الفيض خان پادشاه بخارا چون فهميد كه قادر بمقاومت با جنگجويان ايرانى نميباشد تسليم شد و بسوى اردوگاه نادر جلو رفت . نادر پيروزمند اول با نوادهء چنگيز خان بطور نخوت و غرور و اهانت رفتار نمود ولى بعد او را بمقام و سلطنتى كه داشت ابقاء كرد بدين شرط كه رود جيحون مانند پيش خط مرزى ايران را تشكيل دهد . معاهدهء مزبور بوسيلهء دو وصلت و ازدواج تحكيم گرديد و آن يكى ازدواج نادر با خواهر شاه بخارا و ديگر ازدواج برادرزادهاش با دختر شاه بخارا بوده است . در آخر برطبق سابقه هشت هزار نفر ازبك در ارتش ايران نامنويسى كردند . فتح خيوه 1103 ه ( 1740 ) نادر شاه پس از آنكه نام پيروزى بخارا را بر فهرست فتوحات خود افزود مصمم گشت نقشهء تسخير خيوه را بموقع اجرا بگذارد . تركمنها نزديك بود به تصرف پل قايقى ايرانيان و انهدام كاروان خواربار كه وجود ارتش ايران وابسته به آن بود موفق آيند ، اما بر اثر يك حركت و پيشرفت خيلى تند و سريع اقدامات آنها عقيم ماند . تركمنها بطور مأيوسانه جنگيدند و حتى در يك موقع كه ارتش ايران كه از تشنگى در مرارت و زحمت بود چنين مينمود كه شكست خواهد خورد ولى نادر سربازان خود را تشويق و تهييج نمود و جنگ را برد . پس از اين جنگ ارتش در چهار